سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )
372
تاريخ ايران ( فارسى )
كرد كه سفاين ( ناوگان ) او تلف شده ولى بعد از شنيدن خبر سلامتى آنها ميتوان تصور نمود كه از اين خبر چه مسرتى دست داده و با چه حرارت و جوشى قربانيها شده و عطايا و انعاماتى تقسيم گرديده است . در وادى هاليلرود كراتروس بعد از طى طريق از هيلمند و عبور از لوت با 36 - يك آبانبار در لوت احمال و اثقال و فيلها باردوى اسكندر پيوست و با اوضاع مساعد و تداركات فوق العاده بدون اينكه از هيچ طرف مخالفت و نزاعى انتظار برود اردوى اسكندر شروع به حركت نمود ، نئاركوس به طرف ناوگان رفته و آنها را سالما باهواز رسانيد در حالتى كه هفستيون از ساحل در طول سير ناوها همهجا با او همراه و مربوط بود . اسكندر با قشونى زبده و سبك اسلحه از خط سيرجان و بائونات « 1 » به پاسارگاد آمده در آنجا چون مقبرهء سيروس را شكافته ديد و بطوريكه مينويسند او از اين جسارت خيلى محزون گرديد . لشكر عظيم در اهواز بهم پيوسته از كارون بواسطهء پل عبور نموده بشوش رسيد و در اينجا اين مسافرت بزرك
--> ( 1 ) - Baon at .